سلام!
از طعم تاریك این روزهای مكرر كه بگذریم
هوا گرم و دلها از همیشه سرد تر شده
نه اینكه تا این وقت ها هیچ وقت اینقدر غریبه نبوده ام
ـ میان سیل آدم های آشنا ـ
بوده ام، بدتر از این....
....
ممتد دارد پیش می رود و دست بردار هم نیست
یك اتفاق را تنها می خواستم اما هرچه بیشتر دویدم كمتر رسیدم
حالا نشسته ام آرام
مثل دریا كه دست آخر پایش از ساحل كوتاه می ماند
حتی اگر هزار بار طوفانی شود....
حدیث من؛
حدیث آدم های بی تعلقی است كه اشتباهی یك جایی اتفاق افتاده اند و فقط یادشان داده اند؛ دوست داشته باشند
به زبانی كه فقط خودشان می فهمند
به راهی كه نمی دانند
هی باید از همه سراغ كسی را بگیری كه مثل هیچ كس نیست
هی باید كسی را اشتباه بگیری و بدوی
كم بیاوری، برنگردی ،بنشینی،بغض كنی!
....
اشك هایی كه از سكه می افتد و دلهایی كه به هراج می آید
- پراكنده ام در اقصی نقاط تو و مثل عطر های زمان ملاقات پراكنده ام -
تنها می خواهد كسی را آنگونه دوست بدارد كه یادش داده اند
اما هیچ كس نمی گذارد
همه می خواهند معمولی تر از این حرفها باشند
همه می خواهند ببوسند،برقصند،بخوابند،نان و جا داشته باشند و همه چیز را حتی دوست داشتن رااز fast food هاآماده بگیرند
نسل و نان تولید كنند و آنقدر بلولند و بدوند و بدوند تا از نفس بمانند
حتما آنوقت همه جمع می شوند تا در تشییع و ترحیم كسی كه خیلی دوید ساعتی استراحت كنند
....
آ آ آ آی
چقدر حرف زدم!!!!
......
من نه می دوم نه می خوابم
راه می روم و شعر می خوانم
حتی این متن را هم دوباره نمی خوانم
باشد پر غلط ولی خودش باشد....
من خسته ام
مردمان در خانه ی آسایش خویش آرام گرفته اند
من در جست و جوی كسی در باد
....
هنوز یك نفر آنجا هست
هنوز یك نفر هست از جنس بوسه،سكوت، ستاره ، دعا
نزدیك خواهد شد
قرار است با هم بر گردیم....
علی // 6:02عصر // دوشنبه ششم تیر 84
ز اواخر قرن نوزدهم و با کشف اشعه ایکس و پس از آن با استفاده از رادیوایزوتوپها و سایر تابشها و پرتوهای یونساز و غیر یونساز و ابداع و توسعه روشهای مختلف تصویر برداری